X
تبلیغات
من و خانواده - تو نفس منی ...

من و خانواده

تو نفس منی ...

حَبیبی دوست دارم
حَبیبی.........
یا حَبیبی یا غَرامی
لا غَیرَک ما بَدیا ا
یا حَیاتی رایحَ قلبی
بِحُبِّک انأ کَثیرو ااااا
یا حَبیبی یا غَرامی
لا غَیرَک ما بَدیا ا
یا حَیاتی رایحَ قلبی
بِحُبِّک انأ کَثیرو اااا

 

تو نفسه منی منی
همه کسه منی منی
بی تو قلبم می گیره وو نفسه منی

 

یا رَی تَفضِل وَیَک یا رایت
یا رایت یا رایت

یا حَبیبی یا غَرامی
لا غَیرَک ما بَدیا ا
یا حَیاتی رایحَ قلبی
بِحُبِّک انأ کَثیرو ااااا

 

تو نفسه منی منی
همه کسه منی منی
بی تو قلبم می گیره وو نفسه منی

 

 نفسم قابل تو رو نداره !!!

نفسم وقتی داشتم این آپ رو آماده می کردم با خودم گفتم نکنه که از این پست برداشت های دیگه ای بشه !!! با خودم گفتم نکنه فکر کنن که ....

آما نفسم می خوام بگم همه بدونن تو آبجی من هستی ... آبجی کوچیکه که همیشه و همه حال کنارمی و همدرد و همدل من ... با گوش دل به حرفام گوش می کنی  ... مدتها بود که منتظر یه فرصت بودم تا بتونم بابت خوبیهات  ازت تشکر کنم ... خوب خدا توفیق داد با یه آهنگی که عبدالمالکی که تو همیشه منو از گوش دادن به آهنگ های اون منع می کردی بتونم ازت تشکر کنم ...

این داداشی می خواد بگه که نفسم ممنونتم و مدیونت ...

اگه من الان زنده ام و نفس می کشم ... دلیل فقط تویی ...

این تویی که تو من جریان داری ... تویی نفس وجودم ...

ممنونتم یه دنیا ...

همینجا می خوام منو ببخشی اگه وقتی بامن هستی و اذیت میشی ...

نفسم خیلی اذیتت کردم ... منو به خاطر همه کوتاهی هایی که در حق تو کرده ام ببخش ...

همیشه وقتی به اولین کامنتت می افتم ... روز ۱۳ اذر ۸۸ ... از اون روز و اون ساعت تشکر می کنم ... اینکه چطور شد قدم مبارک تو ... تو زندگی من باز شد .. خدا می دونه اگه تو نبودی چه بلایی سر من می اومد ... اون روز یعنی ۱۳ آذر مصادف با یه اتفاق دیگه بود ... اون روز بود که من ... اون روز برام خیلی مبارک بود که با قدم های پر مهر تو مبارکتر شد ...

نفسم ...

آبجی من ..

مهربونم ..

دوستت دارم ... خیلی زیاد ...

و ازت می خوام منو به خاطر همه بدیهام ... همه کوتاهی هام ... و اذیت کردنام ببخشی !!!

منو ببخش !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 14:2  توسط ایمان  |